تبلیغات
این فصل را با من بخوان - بی شعوری



Admin Logo
themebox Logo

فال حافظ




تاریخ:سه شنبه 9 دی 1393-01:25 ب.ظ

نویسنده :مینا

بی شعوری



سلام دوستان
می دونم با وجود دغدغه ها وکارهای روزمره مثل من کمتر وارد دنیای مجازی می شوید . اما شاید هنوز خیلی ها باشند که روزانه وارد وبلاگها شوند.توی زندگیتون شاید با ادمهایی برخورد کرده اید که دائم از خوذشون تعریف می کنند وشما خوب می دونید که هیچی بارشون نیست. یا رییس تون رفتار توهین آمیز با شما دارد یا حتی همسرتون فرزندتون و دوستانتون ..تا حالا شده از روی ترس ویا اجبار یا اینکه دوست ،همسر ،فرزند همکارتون از دستتون ناراحت نشود فقط باهاش در ارتباط باشید.
من به تازگی کتابی خوندم به نام بی شعوری

نویسنده کتاب که یک پزشک متخصص مقعدشناسی است و تجربه طولانی در این امر دارد! ابتدا در مقدمه کتاب از نحوه متوجه شدن خود نسبت به این بیماری در وجود خودش پرده بر می دارد: من بیست سال آزگار یک بیشعور تمام عیار بودم و به نشانه های آن می پردازد. از نظر او بیشعور کسی است که رفتار وقیح و نفرت انگیزی را به صورت کاملاً ارادی و عمدی از خود بروز می دهد و از ایجاد اختلالی که در کارها به وجود آورده و آزاری که به دیگران رسانده قلباً بسیار خوشحال است. البته تعریف این واژه بسیط, کار سختی است و بهتر است که به وسیله نشانه های آن مشخص شود. ولی من همین جا فرصت را مغتنم می شمارم و یک قید جدید به همین تعریف نصفه و نیمه اضافه می کنم و آن هم اضافه شدن کلمه "خود" به تعریف است زیرا که چه بسیار آزارها که در نتیجه بیشعوری به خود آدم وارد می شود و دیگران روحشان هم خبردار نمی شود و لذا به نظرم رسید که یک قسم جدید به نام بیشعور خودآزار جایش در کتاب خالیست.

همینجا یادآور شوم که زبان کتاب طنز خاصی دارد که مترجم هم از پس آن برآمده و کتابی خواندنی ماحصل این تلاش است. پس زود قضاوت نکنید که آه باز هم از این کتابهای روانشناسی دوزاری!! ... برگردیم سر تعریف بیشعوری:

بعضی ها هم می گویند که واژه بیشعوری خیلی سوبژکتیو و ذهنی است گویا بیشعورها فقط در نظر ناظر وجود دارند. شخصاً به عنوان یک مقعدشناس سابق معتقدم که این نظر فقط به درد استعمال به گویندگان این قبیل حرف های قلمبه و سلمبه می خورد.

بیشعوری شاید یک بیماری باشد ولی قطعاً حماقت نیست چون بیشتر بیشعورهای تاریخی و جغرافیایی احمق نیستند بلکه باهوش هم هستند... مثلاً سیاستمداری که با زیرکی از جهل و زیاده خواهی مردم با دادن وعده های توخالی و ارائه آمار مضحک از آنها سوئ استفاده می کند و...

بیشعوری باید از حالت تابو خارج شود و با  شفافیت و بدون هیچ ملاحظه ای نمایش داده شود, چرا که همین ملاحظات و تعارف هاست که باعث می شود بیشعورها بیشتر و بیشتر در بیشعوری شان غرق شوند.


برخی خصوصیات و نشانه های عام بیشعوری که می توان از کتاب استخراج نمود عبارتند از:

خودپسندی فجیع – نفرت انگیزی بی حد – خیرخواهی متکبرانه – کسب قدرت با خوار و خفیف کردن دیگران – امتناع از صفات اصلی انسانی – سوءاستفاده بیرحمانه از آدم های ساده – مراقبت خواهی – حالت تهاجمی داشتن – تعصب فکری – وقاحت – انکار – حرافی – عصبانیت – عدم فداکاری – غرزدن – و...

اگر پس از مطالعه کتاب متوجه شدیم که بیشعور هستیم اصلاً به این معنا نیست که ما آدمی بی ارزش, فاسد و علیل هستیم, نباید غصه خورد و از آن بدتر انکار نمود, بلکه صرفاً به این معناست که بیشعور هستیم. درک درست این مسئله شانس بهبود ما را بالا می برد.

و یادمان باشد هدف درمان این است که ما در حد معمول شعور , شخصیتی قابل دوست داشتن و رفتار معقولانه ای داشته باشیم و همین کافیست!

شاید شما هم مثل من اگر این کتاب را بخونید پی ببرید که ممکنه ما هم آدم بی شعوری باشیم!




نظرات() 
زهرا
یکشنبه 21 دی 1393 10:43 ق.ظ
عالی بود استفاده کردم
فعله گری
شنبه 20 دی 1393 10:22 ب.ظ
ای کاش شعور هم مثل مدرک بود تا بعضیا واسه مدرکش هم که شده برن دنبالش
فعله گری
شنبه 20 دی 1393 10:21 ب.ظ
ای کاش شعور هم مثل مدرک بود تا بعضیا واسه مدرکش هم که شده برن دنبالش
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.