تبلیغات
این فصل را با من بخوان - یک روز سرد پاییزی



Admin Logo
themebox Logo

فال حافظ




تاریخ:چهارشنبه 5 آذر 1393-04:55 ب.ظ

نویسنده :مینا

یک روز سرد پاییزی

هوای سرد وابری پاییزی همراه با برگ ریزان درختان فضای شهر را چون تابلوی نقاشی قشنگ کرده  بود.و هر عابری را نا خواسته عاشق می کرد. با بشرا برای چشم پزشکی به بیمارستان پیامبران رفتیم از انجا که سالها از دفترچه بیمه اش استفاده نکرده بود بعداز نوبت گرفتن فهمیدیم تاریخ دفترچه مدتهاست گذشته ... روبروی بیمارستان مدرسه سال قبلم بود از انجا که دلم حسابی برای همکاران وبچه ها تنگ شده بود با بشرا به مدرسه رفتیم با استقبال گرم بچه ها وهمکاران مواجه شدیم گپی زدیم ودیدارها تازه گشت که بشرا گفت :من هم دلم برای مدرسه ام تنگ شده به طرف مدرسه بشرا رفتیم بعداز وارد شدن به مدرسه حسابی جا خوردیم فضای مدرسه کارکنان مدرسه معلمها همه عوض شده بودند چون مدیریت تغییر کرده بود بشرا فقط توانست دبیر زبانش را ببیند.حالش حسابی گرفته شد من هم برای تغییر دادن روحیه اش پیشنهاد دادم برای خرید به مرکز تجاری بوستان برویم .طبق معمول همیشه به شهر کتاب سری زدم .بشرا نگاهش به مغازه ایی خورد که تمام اجناسش را آف زده بود عجیب بود لباسهای قشنگی داشت هم تابستانی هم پاییزه وهم زمستانی ..وارد مغازه شدیم چند نفری هم مشغول خرید بودند .دو دختر با صاحب مغازه  مشغول حرف زدن بودند. دخترها پرسیدند :چرا اینقدر قیمتها را پایین زده اید؟ چرا همه لباسهایتان را آف زده اید؟پسر جوانی که صاحب مغازه بود گفت:من سرطان دارم دکترها گفته اند سه ماه بیشتر زنده نیستم برای همین آف زده ام ..دخترها زدند زیر خنده وگفتند ما را گرفتی شوخی نکن پسر این بار جدی تر گفت :واقعا راست می گویم دخترها پرسیدند :از مرگ نمی ترسی پسر جواب داد:خیر
من در حالیکه چند دست لباس انتخاب کرده بودم به این فکر می کردم واقعا سه ماه دیگر این پسر واین مغازه وجود ندارد؟!!.بشرا گفت :من از اول که وارد شدم با خودم گفتم قیافه این پسره عجیب غریب است شبیه ادمهایی هست که سرطان دارند.
با هزاران سوال در ذهنم خارج شدم مثل اینکه چه نیازی به کار کردن دارد او که دارد می میرد!!


نظرات() 
بی احساس
شنبه 15 آذر 1393 06:23 ب.ظ
سلام مینا خانم
ممنون که نبودم منو فراموش نکردی
ببخشید نبودنم طولانی شد و نتونستم جواب نظرتو بدم یا بهتون سر بزنم
ایشالا اومدم که باشم دوباره
حتما منبعد بهت سر میزنم زود به زود
و خوشحالم که حضورتون اینجا فعال بوده چون اکثر دوستا دیگه انگار رفتن
خیلی متن قشنگی بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.