تبلیغات
این فصل را با من بخوان - گابریل گارسیا مارکز



Admin Logo
themebox Logo

فال حافظ




تاریخ:پنجشنبه 8 خرداد 1393-01:46 ب.ظ

نویسنده :مینا

گابریل گارسیا مارکز

آه خدایا! آنها نمی دانند زمانی پیر خواهند شد که دیگر نتوانند عاشق شوند.



این روزها مشغول خواندن کتاب صد سال تنهایی مارکز هستم کتاب بسیار زیبایی است در پست آینده قسمتهای زیبایی از کتاب را انتخاب کرده ام که برایتان می نویسم این کتاب رمان است اما مملو از جملات ماندگار است.



نظرات() 
فرحناز
شنبه 17 خرداد 1393 03:08 ب.ظ
نوشته های جالبی بود خیلی خندیدم منتظر مهمون ناخوانده بعدی هستم (Maryam)نمیدونم با این همه بیخوابی که بهت انداختندچی کشیدی از دستشون
بشار
شنبه 10 خرداد 1393 01:44 ب.ظ

خدا می داند
چقدر دردناک است
برای آدمی که زخم هایش را
حتی از آینه پنهان کرده است
در وصف خود بگوید:
"آی ..."


هر نفس تا خدا
جمعه 9 خرداد 1393 05:27 ب.ظ
پرنده آبی
جمعه 9 خرداد 1393 05:23 ب.ظ
سلام
منتظر مطالب خوبتان هستیم
سحر
جمعه 9 خرداد 1393 05:22 ب.ظ
سلام گلم


رمز خوشبخت زیستن ، در آن نیست که کاری را که دوست داریم انجام دهیم بلکه در این است که کاری را که انجام می دهیم دوست داشته باشیم گابریل گارسیا مارکز
میربهنام
جمعه 9 خرداد 1393 03:29 ب.ظ
(نامه ای به یک روسپی)

اندیشیدن به تو رسم، و گفتن از تو ننگ است!

اما میخواهم برایت بنویسم

شنیده ام، تن می فروشی، برای لقمه نان!

… چه گناه کبیره ای…!

میدانم که میدانی همه ترا پلید می دانند،

من هم مانند همه ام

راستی روسپی!

از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین من و تو،

زنی زنانگی اش را بفروشد که نان در بیارد رگ غیرت اربابان بیرون می زند !!

اما اگر همان زن کلیه اش را بفروشد تا نانی بخرد

و یا شوهر زندانی اش آزادشود این «ایثار» است !

مگر هردواز یک تن نیست؟

مگر هر دو جسم فروشی نیست؟

تن در برابر نان ننگ است…

بفروش ! تنت را حراج کن…

من در دیارم کسانی را دیدم

که دین خدا را چوب میزنند به قیمت دنیایشان

شرفت را شکر که اگر میفروشی از تن می فروشی

نه از دین .

شنیده ام روزه میگیری،

غسل میکنی،

نماز میخوانی،

چهارشنبه ها نذر حرم امامزاده صالح داری،

رمضان بعد از افطار کار می کنی،

محرم تعطیلی.

من از آن میترسم که روزی با ظاهری عالمانه،

جمعه بازار دین خدا را براه کنم، زهد را بساط کنم،

غسل هم نکنم،

چهارشنبه هم به حرم امامزاده صالح نروم،

پیش از افطار و پس از افطار مشغول باشم،

محرم هم تعطیل نکنم!

فاحشه !!

دعایم کن …

{برگرفته از اندیشه های فریدون فرخزاد - یگانه مردی که به تنهایی در برابر هجوم افسارگسیخته هجمه های سیاسی و مذهبی ایستادگی کرد و جز از عشق و انسانیت و میهن پرستی سخنی بر زبان نیاورد. او را ستایش می کنم - فریدون فرخزاد حقیقتی ست درخشان بر تارک بلندترین اندیشه های انسانی که تا ابدیت تاریخ نامش جاودان و روشنگر چراغ انسان و انسانیت است - باشد که شکوه و عظمت ایران اندیشه ما و میهن پرستی و عشق ورزی رسم زندگی ما باشد - نامش سبز و اندیشه اش جاوید}
پاینده ایران


http://8pic.ir/images/91514153806472979089.jpg
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.