تبلیغات
این فصل را با من بخوان - یار مهربان



Admin Logo
themebox Logo

فال حافظ




تاریخ:شنبه 13 اردیبهشت 1393-07:35 ب.ظ

نویسنده :مینا

یار مهربان


جملات زیبا گیله مرد

جایی خواندم كتاب شیئی  اسرارآمیز است و به محض اینكه به جهان راه می یابد ، هرواقعه ای امكان پذیر می شود هیچ چیز اندازه خرید کتاب مرا شاد نمی کند از بچگی عاشق کتاب بودم موقع بازی های کودکانه کتاب می فروختم موقع مسابقه گذاشتن کتاب جایزه می دادم  تربیت معلم  که بودم مسابقه علمی اول شدم بهم کلیات سعدی ولغت نامه عمیدجایزه دادند بهترین جایزه زندگیم بود

همین که پایم را می گذارم خانه ی کسی قبل از هر کجای دیگری می روم سراغ کتابخانه ی طرف . چون که جلوی کتابخانه ی کسی بهتر از هر کجای دیگر می شود روحیات صاحبخانه را شناخت.

به نظرم ویکتور هوگو خیلی زیبا گفته که:

خوشبخت، کسى است که به یکى از این دو چیز دست‌رسى دارد، یا کتاب‌هاى خوب یا دوستانى که اهل کتاب باشند. خلاصه ادم های اهل مطالعه را دوست دارم...

امسال هم مثل هر سال رفتم نمایشگاه کتاب ...غیر از کتاب چیزای جالبی دیدم مثل پیرمردی که با چهار چرخ می بردنش نمی دونم کسی نبود براش کتاب بخره؟یا پسری سی ساله که اومده بود برای معلم 20 سال قبلش یعنی معلم دوران ابتداییش کتاب بخره وبهش کادو بده وبه قول خودش غافلگیرش کنه! ..یا پسر جوانی که از من می پرسید برای دوست دخترم چه کتابی بخرم بهتره؟همنطور که داشتم توی کتابها می گشتم نگاهم به عنوان جالبی افتاد.. صداش گردم وگفتم :برات پیدا کردم پسر جلو اومد وتا اسم کتاب را دید زد زیر خنده وگفت نه این خوب نیست زیادی خوش به حالش میشه!آخه عنوان کتاب این بود:پسری که ترا دوست دارد!

اما قیمت ها نسبت به سال قبل خیلی بالا بود!!کتابهای خوبی خریدم پیشنهاد می کنم قبل از رفتن حتما نام کتاب و نام نویسنده وانتشارات اونو بدونید تا سریعتر بتونید کتاب بخرید یکی از کتابهای زیبایی که خریدم اسمش بود :
وقتی نیچه گریست الحق کتاب زیبایی است تا به امروز نصفش را خوانده ام حدودا 500 صفحه است.

دخترم عاشق کتاب است دیشب می گوید مامان اگه روزی سه تا کتاب بخونم و90سال عمر کنم می تونم همه ی کتابهای جهان را تمام کنم ...با اینکه کنکور دارد هر شب کتاب می خواند نمایشنامه ورمان هم می نویسد من عاشق نوشته هایش هستم. دخترم بزرگتربن سرمایه زندگیم است...



نظرات() 
مهربانو
یکشنبه 21 اردیبهشت 1393 10:51 ق.ظ
وقتی مامان عاشق کتاب باشه معلومه که باید یه همچین انتظاری از دخترش داشته باشیم
خدا حفظش کنه...
mir behnam
یکشنبه 14 اردیبهشت 1393 10:41 ق.ظ
گاهی خسته می شوی از غم ها
گاهی طفره می روی از بودن ها
گاهی از درد خیانت ها به خود می پیچی
گاهی حتی خدای آسمان ها را فراموش میکنی
گاهی آنقدر خسته ای که یادت می رود به چشمان نگران مادر سلام کنی
گاهی آنقدر دلگیری که یادت می رود همان تبسم لبان توست که خستگی را از پشت پدرت بر می دارد
گاهی چنان غرق در خود می شوی که حتی خودت را نیز فراموش میکنی...
گاهی چنان غمگین می شوی که گوئی هرگز لبخند نزده ای...
گاهی آنقدر برای نداشته هایت اشک میریزی که دیگر نمی توانی زیبائی باران را ببینی،
گاهی آنقدر خود را به خواب میزنی که دیگر نمی توانی حقیقت زندگی را به روشنی بر آئینه جانت ببینی،
گاهی آنقدر درگیر زندگی هستی که حتی فراموش میکنی که اصلا برای چه زنده هستی،
گاهی جلوی آینه آنقدر روی بوم صورتت رنگ می پاشی که ناگهان کس دیگری را در آینه می بینی!
گاهی آنقدر غمگین می شوی که یادت می رود تو هنوز خیلی جوانی...
گاهی هجوم تکنولوژی و تنوع مدها آنقدر تو را محو و حیران می کند که معرفت و رفاقت و عشق را فراموش میکنی!
گاهی آنقدر دلواپس رویاهایت می شوی که فراموش می کنی خود رویای کسی دیگر هستی...
گاهی آنقدر سربه زیر از کوچه پس کوچه های شهر می گذری که فراموش میکنی کسی در اوج آسمانها چشم انتظار یک نگاه توست تا آسمان را یکجا بنام چشمانت کند...

گاهی آنقدر بدنبال خوشبختی و رویاهایت اینسو و آنسوی شهر را جستجو میکنی، که یادت می رود خوشبختی در کوچه پس کوچه های شهر نیست، بلکه در اندیشه و تفکر تو جاری ست در یک نگاه مهرآمیز در تبسم لبانت در سخاوت دستانت در استواری قدم هایت در صداقت کلامت در پندارهای نیکویت در حقیقت چشمانت ...

آری رفیق بانوی عزیزم
خوشبختی ستایش همان خدائی ست که باور بودنش خیال انگیزترین پناهگاه بشری ست

پاینده ایران
{میربهنام موحدان پیمان حق ب-پندار}

پلشت
شنبه 13 اردیبهشت 1393 10:41 ب.ظ
سلام.خسته نباشید. وبلاگ خوبی داری. دوست داشتی به ما هم سر بزن. سایت تفریحی پلشت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.