تبلیغات
این فصل را بامن بخوان - زنانی که با گرگها می دوند...قسمت دوم



Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:سه شنبه 21 خرداد 1392-05:20 ب.ظ

نویسنده :مینا

زنانی که با گرگها می دوند...قسمت دوم

دکتر استس درمقدمه کتاب می گوید:

همه ی ما از تمنای وحش لبریزیم..

اما برای مقابله با این تمنا پادزهر هایی فرهنگی وجود دارد.

به ما آموخته اند که از این میل و آرزو و احساس شرم کنیم.

ما موهایمان را بلند کردیم و با  آن احساساتمان را پوشاندیم،

اما هنوز هم طی روزها و شب های زندگیمان،

سایه ی زن وحشی از پشت اغوامان میکند.

به هر حال هر کجا که باشیم

سایه ای که در پس ِ ما گام بر میدارد

 قطعا چهار پا دارد!!

حیات وحش و زن وحشی هر دو گونه هایی در حال انقراض اند

 زن امروزی امیزه ای مبهم از کار و فعالیت است او تحت این فشار است که همه چیز و همه کس باشد .

گرگهای سالم وزنان سالم ویژگی های مشابهی دارند

 نظیرهوشیاری ،سرزندگی ،بازیگوشی و توانایی های عظیمی برای ایثار.


گرگها وزنها ذاتا اجتماعی و کنجکاو هستند

واز ظرفیت تحمل و قدرت بالایی برخوردارهستند.

آنها قوه درک و شم قوی دارند

 و به شدت به همسر ،فرزند و خانواده شان علاقه مندند .

تجربه ی فراوانی در تطبیق دادن خود با وضعیت دائما متغییر زندگی دارند

و بسیار وفادار ،قابل اعتماد و شجاع اند...

.......
اینها قسمتهایی ازمقدمه کتاب "زنانی که با گرگها می دوند" نوشته کلاریسا پینکولااستس است

که زحمت ترجمه اش را سیمین موحد کشیده.

نویسنده ابتدابه بازگویی قصه ها وافسانه یی می پردازد که شخصیت اصلی آنها زنهاهستند

 بعد آخرهرقصه شخصیت زنهای داستان،موقعیت اجتماعی وجایگاه جغرافیایی اش را مورد بررسی قرارمی دهد

و با دیدی روانکاوانه داستان را تجزیه وتحلیل می کندبه صورتی بدیع رابطه مردان قصه با زنان را واکاوی می کند

 ودر تمام بخشهای کتاب سعی دارد وجود زنی دیگر با طبیعتی وحشی درون هر زن را نه تنها به مردها بلکه به همه زنها نیزیادآور شود.

خیلی از قصه هایی که توی کتاب نوشته شده را همه ما قبلا شنیدیم ...

اما این بار با دیدی جدید و از زاویه ای متفاوت قصه ها را حس می کنیم.




نظرات() 
بشار
چهارشنبه 22 خرداد 1392 11:02 ق.ظ

دری به صدا در آمد: تق تق تق
کبوتری بالهای عشقش را
با گوهر محبت سیراب میکرد
در آن سوی رودخانه های متلاطم،
پرندگان از چاوشی خوانی بلبلکان مست
در بزم نشسته اند
گوش کن صدای پای خدا را از اوج این آبشار میشنوی ،
گوش کن!
خدا میخواند
از دهان بلبلان همیشه مست
ببوی!
آیا به مشامت آشناست
خدا همچنان بوی بهشت را به مشاممان میرساند
و پیغام سروش را به معبد دلفی قلبمان !
که ای انسان
من آفریدگار توآم
من نیز عاشقم
من نیز عاشقم ...

شهرام کافی
چهارشنبه 22 خرداد 1392 09:11 ق.ظ
به نام خدای مهربان
سلام:
با «بهترین آهوی دنیا» در قالب شعر کودک، به روزم.
مشتاق نظرات شما خوبان.

سه شنبه 21 خرداد 1392 10:34 ب.ظ
همیشه دری باز به در به دری بودم

رفتن را بیشتر از آمدن دوست داشتم

صدای تو تنها سرزمین واقعی ام بود

کلمات را در آغوشت پنهان می کنم

از این به بعد

همه می توانند شعر هایی از مرا

در تو بخوانند


سلام مینا جان
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.